امتداد دارند؛ کنارههای آنها کوچکترین سرپناهی، حتی برای یک قایق، ایجاد سید و حاجی نمیکند و ظاهراً متروکه است؛ زیرا نه فکی، نه هیچ پرندهای از هیچ نوع، و نه حتی ماهیچهای روی صخرهها دیده نمیشود.» آقای کرک در گزارش خود میگوید: دعانویس «سه ورودی شمالی دهانه مانش در هر طرف به زمینهای مرتفع و در بالا به سواحل شنی کمارتفاع ختم میشوند که در ورای آنها رشتهکوههای بلندی در حدود دو مایلی ساحل قرار دارند. ورودیهای جنوب شرقی به رودخانههایی که از کوهها سرازیر میشوند و یک ساحل صخرهای ختم میشوند: کوچکترین پناهگاهی که حتی برای قایق هم ارواح پیدا کردم،
نبود. دو شبانهروز مجبور شدم قایق را درست بالای نقطه اوج آب، در یک تندباد شدید، روی صخرهای نگه دارم، در حالی که طوفان آنقدر شدید بود که همه ما مجبور شدیم وزن خود را به وزن قایق طلسم اضافه احضار کنیم تا از جدا شدن آن جلوگیری کنیم: و دو بار، جزر جفت روحی و مد شبانه که حدود پانزده یا شانزده اینچ بالاتر از روز بود، ما را از محل استراحتمان در ساحل بیرون کشید.» این دهانه در ساحل توسط خلبان ماچادو (آگوئروس، ص ۲۱۰) مشاهده شده است؛ اما اینکه نام دهانه مانش توسط چه کسی داده شده، ذکر
نشده شیاطین است. این نام به هیچ وجه توصیفی از ... نیست.{۳۳۱}آنچه ثابت شده است؛ اما از آنجایی که ستوان اسکایرینگ فکر میکرد تغییر نام به هیچ هدف خوبی پاسخ نمیدهد، به درستی آن طلسم نویس دیواندره را بدون تغییر باقی گذاشت. روز بعد از بازگشت آقای کرک، هوای بسیار بدی از راه رسید و کشتی آدلاید را نه دعانویس روز، که در این مدت هیچ کاری از دستش برنمیآمد، از کشتی بیرون نگه داشت. ستوان اسکایرینگ در ۱۹ ژانویه مینویسد: «با هوای معتدل و باد شرقی، رمل از دهانه کانال علوم غریبه مانش خارج شدیم و به سمت جزایر گواینکو رفتیم و
از جزایر آیائوتائو (که بین آن و سرزمین اصلی چندین صخره سنگی همزاد وجود دارد، هرچند تعویذ به نظر میرسد این گذرگاه برای هر کشتی به اندازه کافی واضح است) عبور کردیم؛ و با دور زدن خلیج تارن، کانال مسیه را تشخیص دادیم و توانستیم فرسنگها پایینتر از آن را ببینیم. ورودی کانال مسیه بسیار قابل توجه است، زیرا دو قله بلند و منحصر به دعانویس فرد مقدس در جزایر دهانه آن وجود دارد: شمالیترین قله بسیار شبیه (اگرچه بلندتر از) بنای یادبود نلسون، نزدیک تنگه است؛ و دیگری، که بیشتر به سمت جنوب است کلیسا و جادو سیاه بسیار بلندتر
است، شبیه فرشتگان کلیسایی با گنبد به جای مناره است. هر دو به راحتی از اجنه غیر مسلمان سمت غرب، در فاصله بیست طلسم نویس سقز یا سی مایلی، قابل مشاهده هستند.» «بعد از ظهر به جزایر گواینکو رسیدیم. دو تا از بزرگترین جزایر توسط یک گذرگاه باریک از هم جدا میشوند، که در سمت غربی آن، در ده فاتوم، در یک بندرگاه وسیع و امن، که طلسم نویس بندر ترکمن معلوم شد خلیج اسپیدول بالکلی و کامینگز است، جادوگر لنگر انداختیم. قایقها روز بعد طلسم به کار گرفته شدند و در حالی که بررسی ساحل ادامه داشت، من سعی کردم محل فرشتگان دقیق لاشه کشتی وجر
مقدس را مشخص کنم، اما هرگز نتوانستم آن را پیدا کنم: در هیچ یک از گشت شیاطین و گذارهای ما حتی یک قطعه از آن کشتی نگونبخت دیده نشد. چند تکه از قایقی که سال گذشته توسط بیگل گم شده بود، پیدا شد؛ اما چیزی بیشتر از این نمیتوانست نشاندهنده بدبختیهایی باشد که مشرکان دعا در نزدیکی این جزایر رخ داده است. «از توصیف لاشه کشتی وجر، در نوشتههای بالکلی و کامینگز، به نظر میرسد شکی نیست که این مکان طلسم نویس ابطال کردن جادو در انتهای شمال غربی جزیره شرقی طلسم طلسم نویس لنده گواینکو، نزدیک گذرگاه راندل من، قرار دارد، همان مکانی که
اغلب در روایت آنها به عنوان «تالاب» ذکر میشود.» {۳۳۲} «با توجه به اینکه باروت و ساچمههای کوچک به خوبی در اختیار مردم قرار داشت، در طول اقامت ما در خلیج اسپیدول، انواع پرندگان وحشی، یعنی غازها، اردکها، نوکسرخها، شگها و فرشتگان لکلکها را به وفور تهیه کردند. همچنین با اردکهای متون کهن پهنمنقار، آبچلیکها، سلیمها و مرغهای ماهیخوار نیز مواجه شدیم و ماهیها در گلههای نزدیک کشتی رمال مشاهده جفر شدند، اما از آنجایی که تور ماهیگیری نداشتیم، فرار کردند. ماهیگیران علوم غریبه ما ابجد با قلاب دعانویس و نخ ماهیگیری شانسی نداشتند. طعمهها به محض رسیدن به کف دعانویس دریا،
از آنجا برده میشدند و برای یک یا دو روز علت تلف دین شدن آنها ناشناخته روح بود. اما به طور تصادفی مشخص شد که تورهای کوچکی ساخته شده و شماره ملا دعا تعداد زیادی خرچنگ، هر کدام حدود یک پوند، صید شدند.» «تقریباً در
نبود. دو شبانهروز مجبور شدم قایق را درست بالای نقطه اوج آب، در یک تندباد شدید، روی صخرهای نگه دارم، در حالی که طوفان آنقدر شدید بود که همه ما مجبور شدیم وزن خود را به وزن قایق طلسم اضافه احضار کنیم تا از جدا شدن آن جلوگیری کنیم: و دو بار، جزر جفت روحی و مد شبانه که حدود پانزده یا شانزده اینچ بالاتر از روز بود، ما را از محل استراحتمان در ساحل بیرون کشید.» این دهانه در ساحل توسط خلبان ماچادو (آگوئروس، ص ۲۱۰) مشاهده شده است؛ اما اینکه نام دهانه مانش توسط چه کسی داده شده، ذکر
نشده شیاطین است. این نام به هیچ وجه توصیفی از ... نیست.{۳۳۱}آنچه ثابت شده است؛ اما از آنجایی که ستوان اسکایرینگ فکر میکرد تغییر نام به هیچ هدف خوبی پاسخ نمیدهد، به درستی آن طلسم نویس دیواندره را بدون تغییر باقی گذاشت. روز بعد از بازگشت آقای کرک، هوای بسیار بدی از راه رسید و کشتی آدلاید را نه دعانویس روز، که در این مدت هیچ کاری از دستش برنمیآمد، از کشتی بیرون نگه داشت. ستوان اسکایرینگ در ۱۹ ژانویه مینویسد: «با هوای معتدل و باد شرقی، رمل از دهانه کانال علوم غریبه مانش خارج شدیم و به سمت جزایر گواینکو رفتیم و
از جزایر آیائوتائو (که بین آن و سرزمین اصلی چندین صخره سنگی همزاد وجود دارد، هرچند تعویذ به نظر میرسد این گذرگاه برای هر کشتی به اندازه کافی واضح است) عبور کردیم؛ و با دور زدن خلیج تارن، کانال مسیه را تشخیص دادیم و توانستیم فرسنگها پایینتر از آن را ببینیم. ورودی کانال مسیه بسیار قابل توجه است، زیرا دو قله بلند و منحصر به دعانویس فرد مقدس در جزایر دهانه آن وجود دارد: شمالیترین قله بسیار شبیه (اگرچه بلندتر از) بنای یادبود نلسون، نزدیک تنگه است؛ و دیگری، که بیشتر به سمت جنوب است کلیسا و جادو سیاه بسیار بلندتر
است، شبیه فرشتگان کلیسایی با گنبد به جای مناره است. هر دو به راحتی از اجنه غیر مسلمان سمت غرب، در فاصله بیست طلسم نویس سقز یا سی مایلی، قابل مشاهده هستند.» «بعد از ظهر به جزایر گواینکو رسیدیم. دو تا از بزرگترین جزایر توسط یک گذرگاه باریک از هم جدا میشوند، که در سمت غربی آن، در ده فاتوم، در یک بندرگاه وسیع و امن، که طلسم نویس بندر ترکمن معلوم شد خلیج اسپیدول بالکلی و کامینگز است، جادوگر لنگر انداختیم. قایقها روز بعد طلسم به کار گرفته شدند و در حالی که بررسی ساحل ادامه داشت، من سعی کردم محل فرشتگان دقیق لاشه کشتی وجر
مقدس را مشخص کنم، اما هرگز نتوانستم آن را پیدا کنم: در هیچ یک از گشت شیاطین و گذارهای ما حتی یک قطعه از آن کشتی نگونبخت دیده نشد. چند تکه از قایقی که سال گذشته توسط بیگل گم شده بود، پیدا شد؛ اما چیزی بیشتر از این نمیتوانست نشاندهنده بدبختیهایی باشد که مشرکان دعا در نزدیکی این جزایر رخ داده است. «از توصیف لاشه کشتی وجر، در نوشتههای بالکلی و کامینگز، به نظر میرسد شکی نیست که این مکان طلسم نویس ابطال کردن جادو در انتهای شمال غربی جزیره شرقی طلسم طلسم نویس لنده گواینکو، نزدیک گذرگاه راندل من، قرار دارد، همان مکانی که
اغلب در روایت آنها به عنوان «تالاب» ذکر میشود.» {۳۳۲} «با توجه به اینکه باروت و ساچمههای کوچک به خوبی در اختیار مردم قرار داشت، در طول اقامت ما در خلیج اسپیدول، انواع پرندگان وحشی، یعنی غازها، اردکها، نوکسرخها، شگها و فرشتگان لکلکها را به وفور تهیه کردند. همچنین با اردکهای متون کهن پهنمنقار، آبچلیکها، سلیمها و مرغهای ماهیخوار نیز مواجه شدیم و ماهیها در گلههای نزدیک کشتی رمال مشاهده جفر شدند، اما از آنجایی که تور ماهیگیری نداشتیم، فرار کردند. ماهیگیران علوم غریبه ما ابجد با قلاب دعانویس و نخ ماهیگیری شانسی نداشتند. طعمهها به محض رسیدن به کف دعانویس دریا،
از آنجا برده میشدند و برای یک یا دو روز علت تلف دین شدن آنها ناشناخته روح بود. اما به طور تصادفی مشخص شد که تورهای کوچکی ساخته شده و شماره ملا دعا تعداد زیادی خرچنگ، هر کدام حدود یک پوند، صید شدند.» «تقریباً در
- چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۳۵
- ۴ بازديد
- ۰ نظر