شوالیههای جعبهی تاس از همه جا در آنجا جمع میشوند، به امید برداشت فراوان در چنین فصل بینظیری برای سادهلوحی و همچنین گناه جهانی ! به همین ترتیب، انتظار میرود هر ساعت مقدار زیادی خون شاهزادگان گالیک پاشیده شود تا این شخصیت دراماتیسِ کنجکاو را تکمیل کند .[30] « گزیدهای از نامهای از برایتلمستون، ۲۵ ژوئیه. شاهزاده ولز کاملاً به عنوان یک جنتلمن خصوصی در اینجا حضور دارد و سرهنگ لی و غیره در خدمت او هستند. او مرتباً روی استاین قدم میزند و با خوشرویی و ادب بسیار رفتار میکند.»[31] هوش برایتهلماستون. برایتهلماستون مرکز نورانی نظام لذت است : لیمینگتون ، ساوتهمپتون و تمام مکانهای دیگر در حوزه جذابیت آن ، شادترین بازدیدکنندگان طلسم نویس شهر ساری خود را که به آن تفرجگاه پرواز میکنند، از دست میدهند: - زنان، زنان زیبا، همه
برای دیدن پاریس روز میشتابند! - دوشنبه گذشته، دوکهای شارتر و لازون ، مارکی دو کنفلان ، کنت دو سگیر و دیگران برای حضور در مسابقات رسیدند. آنها از فرانسه از طریق دوور آمده بودند، اما تمام تجهیزاتشان از دیپ فرستاده شده بود. کنت دو کونیاک سرزنده و جذاب قرار بود از مسیر دوم در برایتهلماستون به استقبال طلسم آنها برود؛ اما درست زمانی که آن طلسم دختر زیبا و سرزنده با اشتیاق از دیپ به سواحل بریتانیا نگاه میکرد و آماده میشد تا قدم به آنجا بگذارد ، دیوی که با جوانمردی و طلسم این مکان دشمنی داشت، مداخله طلسم نویس شهر بابل کرد و دستگیری او را از خوابگاه ملکه فرانسه تسریع بخشید.
این یک ناامیدی عظیم برای حضار، و به ویژه برای شاهزاده ، است . والاحضرت شام باشکوهی را در خانه خود در استاین ترتیب دادند . طلسم دوک جادو و طلسمات دو شارتر و دوستانش نیز حضور داشتند: جلسه جشن و مهمانی بود. عصر، این مهمانی باشکوه در تالارها برگزار شد: حضار محترم و پرشمار بودند. شاهزاده با لیدی الیزابت کانوی رقصید و به عنوان بهترین اجراکننده حاضر شناخته شد. «روز سهشنبه، مسابقات برایتون آغاز شد که جذابیت چندانی نداشت. اسب دوک کوئینزبری اسب محبوب بود، اما دعا باخت؛ و دوک دو شارتر ، که طلسم نویس شهر بروجرد روی اسبش شرط بسته بود، در این مسابقه دعا پول جادو و طلسمات زیادی از دست داد.
مسابقه روز بعد بهتر نشد، بلکه به دلیل بدی هوا بدتر هم شد. همه خانمها، بیشتر با طلسم کالسکه، در هر دو روز شرکت کردند. لیدی شارلوت برتی ، ستاره یا چهره برتر میدان دعا بود. میکاویت بین همه، کوانتوم بین آتشهای ماه کوچک. لیدی لینکلن و خواهرش لیدی بتی کانوی ، با یک درشکه اینطرف و آنطرف میرفتند و باعث ناراحتی شدید عروس و داماد میشدند. » «سرگرمیهای عمومی در برایتلمستون عبارتند از: دو شب در هفته، به طور متناوب در شیپ و کسل ، مهمانیهای رقص در سالنها و چهار شب دیگر در طلسم نویس تئاتر. مهمانیهای طلسم نویس شهر کرمانشاه رقص دوشنبه و پنجشنبه برگزار میشوند؛ و لباس خاصی لازم نیست، مگر آنهایی که رقصهای کوتاه دارند.
علاوه بهترین دعانویس شهر بر این، سالنها در تمام شبهای دیگر برای مهمانیهای ورق و یکشنبهها برای گردش باز هستند. شاهزاده از زمان ورودش، حتی یک بار هم که در سالن نمایش اجرا داشته، آنجا را ترک نکرده است. دختران خوشمشرب این مکان، خانم اسمیت ، خانم الیوت و خانم واکر را در رأس خود دارند ؛ بین...» که در آن تعادلی از رقابت و حسادت حکمفرماست، و آنچه یکی طلسم نویس شهر قزوین در چال گونه دارد ، با لب یا چشم دیگران خنثی میشود.[32] مسابقات اسبدوانی لویس . شاهزاده ولز چنان به آب و هوا بیتوجه است طلسم نویس که هرگز دیده نشده رگباری باران سفرهایش را مختل کند.
بیتفاوتی والاحضرت در این مورد، ما را به یاد گفتهای از هنری کبیر میاندازد: «سرنوشت به پرتو آفتاب وابسته نیست!» - دوستان منزوی و بازدیدکنندگان پاریسی او نیز از شاهزاده بریتانیایی پیروی میکردند . جاده برایتلمستون تا لویس مملو از سوارکاران و اسبسواران حرفهای بود ؛ کالسکههایی از فرقههای مختلف و گروهی از همه نوع. خیابان استاین از همه خالی شده بود، به جز چند کاریکاتور زنده ، متشکل از زنان عتیقه و ملازمان بادکرده شهر که برای پوشیدن چکمه یا سوار شدن بر اسب بسیار دست و پا چلفتی و دست و پا چلفتی بودند: سالن رقص به این طبقه از افراد واگذار شد.
برای دیدن پاریس روز میشتابند! - دوشنبه گذشته، دوکهای شارتر و لازون ، مارکی دو کنفلان ، کنت دو سگیر و دیگران برای حضور در مسابقات رسیدند. آنها از فرانسه از طریق دوور آمده بودند، اما تمام تجهیزاتشان از دیپ فرستاده شده بود. کنت دو کونیاک سرزنده و جذاب قرار بود از مسیر دوم در برایتهلماستون به استقبال طلسم آنها برود؛ اما درست زمانی که آن طلسم دختر زیبا و سرزنده با اشتیاق از دیپ به سواحل بریتانیا نگاه میکرد و آماده میشد تا قدم به آنجا بگذارد ، دیوی که با جوانمردی و طلسم این مکان دشمنی داشت، مداخله طلسم نویس شهر بابل کرد و دستگیری او را از خوابگاه ملکه فرانسه تسریع بخشید.
این یک ناامیدی عظیم برای حضار، و به ویژه برای شاهزاده ، است . والاحضرت شام باشکوهی را در خانه خود در استاین ترتیب دادند . طلسم دوک جادو و طلسمات دو شارتر و دوستانش نیز حضور داشتند: جلسه جشن و مهمانی بود. عصر، این مهمانی باشکوه در تالارها برگزار شد: حضار محترم و پرشمار بودند. شاهزاده با لیدی الیزابت کانوی رقصید و به عنوان بهترین اجراکننده حاضر شناخته شد. «روز سهشنبه، مسابقات برایتون آغاز شد که جذابیت چندانی نداشت. اسب دوک کوئینزبری اسب محبوب بود، اما دعا باخت؛ و دوک دو شارتر ، که طلسم نویس شهر بروجرد روی اسبش شرط بسته بود، در این مسابقه دعا پول جادو و طلسمات زیادی از دست داد.
مسابقه روز بعد بهتر نشد، بلکه به دلیل بدی هوا بدتر هم شد. همه خانمها، بیشتر با طلسم کالسکه، در هر دو روز شرکت کردند. لیدی شارلوت برتی ، ستاره یا چهره برتر میدان دعا بود. میکاویت بین همه، کوانتوم بین آتشهای ماه کوچک. لیدی لینکلن و خواهرش لیدی بتی کانوی ، با یک درشکه اینطرف و آنطرف میرفتند و باعث ناراحتی شدید عروس و داماد میشدند. » «سرگرمیهای عمومی در برایتلمستون عبارتند از: دو شب در هفته، به طور متناوب در شیپ و کسل ، مهمانیهای رقص در سالنها و چهار شب دیگر در طلسم نویس تئاتر. مهمانیهای طلسم نویس شهر کرمانشاه رقص دوشنبه و پنجشنبه برگزار میشوند؛ و لباس خاصی لازم نیست، مگر آنهایی که رقصهای کوتاه دارند.
علاوه بهترین دعانویس شهر بر این، سالنها در تمام شبهای دیگر برای مهمانیهای ورق و یکشنبهها برای گردش باز هستند. شاهزاده از زمان ورودش، حتی یک بار هم که در سالن نمایش اجرا داشته، آنجا را ترک نکرده است. دختران خوشمشرب این مکان، خانم اسمیت ، خانم الیوت و خانم واکر را در رأس خود دارند ؛ بین...» که در آن تعادلی از رقابت و حسادت حکمفرماست، و آنچه یکی طلسم نویس شهر قزوین در چال گونه دارد ، با لب یا چشم دیگران خنثی میشود.[32] مسابقات اسبدوانی لویس . شاهزاده ولز چنان به آب و هوا بیتوجه است طلسم نویس که هرگز دیده نشده رگباری باران سفرهایش را مختل کند.
بیتفاوتی والاحضرت در این مورد، ما را به یاد گفتهای از هنری کبیر میاندازد: «سرنوشت به پرتو آفتاب وابسته نیست!» - دوستان منزوی و بازدیدکنندگان پاریسی او نیز از شاهزاده بریتانیایی پیروی میکردند . جاده برایتلمستون تا لویس مملو از سوارکاران و اسبسواران حرفهای بود ؛ کالسکههایی از فرقههای مختلف و گروهی از همه نوع. خیابان استاین از همه خالی شده بود، به جز چند کاریکاتور زنده ، متشکل از زنان عتیقه و ملازمان بادکرده شهر که برای پوشیدن چکمه یا سوار شدن بر اسب بسیار دست و پا چلفتی و دست و پا چلفتی بودند: سالن رقص به این طبقه از افراد واگذار شد.
- یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۱۷:۴۲
- ۱ بازديد
- ۰ نظر