بدون شک خوانندگان ما به جزئیات اندکی که توانستهایم از کشف شگفتانگیز دعا اخیر، در داخل هلند جدید، از ملتی جادو و طلسمات متمدن با دعا ریشه اروپایی، که دعا تاکنون به طرز چشمگیری از بقیه جهان متمدن جدا نگه داشته شده بود، جمعآوری کنیم، علاقهمند خواهند شد. ۲ظاهراً آقای هاپکینز سیبتورپ، که این اقدام فوقالعاده موفق را برنامهریزی و اجرا کرد، در این سفر اکتشافی توسط یک مهاجر دیگر، آقای ویلیام جونز، و آقایان توماس و رابرت اسمیت (برادران)، از نیروی دریایی، همراهی طلسم نویس شهر گلستان میشد؛ که به همراه ویلکینز، ملوانی که به طلسم عنوان خدمتکار استخدام شده بود، کل گروه را تشکیل میدادند.
در اوایل اوت ۱۸۳۵ بود که این کاوشگران ماجراجو از سکونتگاه خود در باتورست حرکت کردند: همانطور که خوانندگان ما میدانند، این آخرین ماه زمستان آن نیمکره است؛ اگرچه به دلیل ملایمتر بودن آب و هوا، میتوان طلسم آن را طلسم بهار دانست. این فصل به عنوان مناسبترین فصل برای یک سفر اکتشافی در کشوری مانند نیوهلند انتخاب شد؛ جایی که نه تنها گرمای تابستان و پاییز اغلب بسیار طاقتفرسا است، بلکه کمبود آب نیز یکی از موانع اصلی است: و در این مورد، تأمین فراوان آب نه تنها با توجه به نیازهای طلسم نویس شهر گیلان شخصی آنها، بلکه برای تحقق برنامه خاصی که برای تلاش در نظر گرفته بودند، ضروری است.
۳تصور میشد که بهترین راه، بهرهبرداری زودهنگام از اثرات بارانهای زمستانی است. نقشه آنها چیزی جز ساخت یک قایق طلسم نبود تا بتوانند در مسیری پیش بروند که تاکنون به دلیل وسعت زیاد دریاچهای باتلاقی، پیشرفت بیشتر در آن غیرممکن بود. همانطور که خوانندگان طلسم نویس ما احتمالاً از روایتهای منتشر شده از سفرهای اکتشافی قبلی آگاه هستند، این دریاچه در فصول مرطوب، نوعی مِر طلسم نویس یا آب کمعمق است که با گیاهان آبزی احاطه شده است؛ اما در مواقع خشکسالی شدید، تا حد زیادی طلسم نویس شهر لرستان خشک است یا به جای آب، از گل و لای تشکیل شده است؛ و نوعی دشت باتلاقی را تشکیل میدهد که چنان با پوشش گیاهی انبوهی از نی طلسم و پرچم پوشیده شده است طلسم نویس که مانعی تقریباً غیرقابل عبور برای مسافر ایجاد میکند.
بر این اساس، در این سفر اکتشافی، تصمیم بر این شد که زمانی انتخاب شود که آب کافی وجود داشته باشد تا کاوشگران ماجراجو بتوانند با قایق به سفر خود ادامه دهند؛ و بر این اساس، بهترین دعانویس شهر آنها یک یا دو اسب (که بعداً پیشنهاد کردند که آنها را آزاد کنند) با خود حمل کردند - قطعات آهنی و هر مقدار که برای اسکلت قایق لازم بود، ۴که آنها پیشنهاد کردند هنگام ورود به حاشیه دریاچه، آن را سرهم و تکمیل کنند. و از آنجایی که حمل آذوقه کافی برای کل سفر مورد نظرشان غیرممکن بود، جسورانه تصمیم طلسم نویس شهر مرکزی گرفتند تا حد زیادی به تفنگها و وسایل ماهیگیری خود اعتماد کنند و فقط به مقدار کافی نمک برای نگهداری دعا شکار و ماهی که ممکن بود در مسیر خود تهیه کنند،
فراهم کنند. جزئیات این سفر اکتشافی، هرچند به خودی خود عجیب و بسیار جالب هستند، ما مجبوریم از آنها صرف نظر کنیم، مبادا فضای مورد نیاز برای بخش بسیار ارزشمندتر و مهمتری از روایت را اشغال کنند. بنابراین، صرف نظر از جزئیات، کافی است بگوییم که آنها توانستند طرح خود را به اجرا درآورند؛ و با ساختن نوعی قایق سبک با کف صاف، از تیرکهایی پوشیده از طلسم نویس شهر مازندران پوست درخت (از نوعی که بومیان برای قایقهای خود استفاده میکنند) و مجهز به سایهبان کوچکی برای محافظت از خورشید و شبنم، بهترین دعانویس شهر سوار بر دریاچه کمعمق مذکور شدند و در جهت شمال غربی پیش رفتند.
گاهی اوقات پارو میزدند، طلسم نویس گاهی اوقات با بادبان کمک میگرفتند و اغلب خود را با تیرکها به جلو میراندند. ۵از میان گیاهان آبزی درهمتنیده که در کف گلی رشد کرده بودند. پیشرفت آنها در ابتدا بسیار کند و خستهکننده بود؛ اما از نظر آذوقه هیچ مشکلی نداشتند، زیرا آبها پر از ماهی و پرندگان وحشی بود و آنها در طول سفر به اندازه کافی آذوقه به دست میآوردند. پس از دو روز دریانوردی دشوار، دریافتند که آب عمیقتر شده و منظرهای از زمینهای مرتفع در غرب جادو و طلسمات را مشاهده کردند که عصر روز سوم به آن رسیدند: در اینجا دریاچه را یافتند که به پایان نرسیده بود، بلکه در محدودهای باریک توسط تپهها محصور شده بود، که بیشتر آن صخرهای، دعا عقیم و ناخوشایند بود.
در اوایل اوت ۱۸۳۵ بود که این کاوشگران ماجراجو از سکونتگاه خود در باتورست حرکت کردند: همانطور که خوانندگان ما میدانند، این آخرین ماه زمستان آن نیمکره است؛ اگرچه به دلیل ملایمتر بودن آب و هوا، میتوان طلسم آن را طلسم بهار دانست. این فصل به عنوان مناسبترین فصل برای یک سفر اکتشافی در کشوری مانند نیوهلند انتخاب شد؛ جایی که نه تنها گرمای تابستان و پاییز اغلب بسیار طاقتفرسا است، بلکه کمبود آب نیز یکی از موانع اصلی است: و در این مورد، تأمین فراوان آب نه تنها با توجه به نیازهای طلسم نویس شهر گیلان شخصی آنها، بلکه برای تحقق برنامه خاصی که برای تلاش در نظر گرفته بودند، ضروری است.
۳تصور میشد که بهترین راه، بهرهبرداری زودهنگام از اثرات بارانهای زمستانی است. نقشه آنها چیزی جز ساخت یک قایق طلسم نبود تا بتوانند در مسیری پیش بروند که تاکنون به دلیل وسعت زیاد دریاچهای باتلاقی، پیشرفت بیشتر در آن غیرممکن بود. همانطور که خوانندگان طلسم نویس ما احتمالاً از روایتهای منتشر شده از سفرهای اکتشافی قبلی آگاه هستند، این دریاچه در فصول مرطوب، نوعی مِر طلسم نویس یا آب کمعمق است که با گیاهان آبزی احاطه شده است؛ اما در مواقع خشکسالی شدید، تا حد زیادی طلسم نویس شهر لرستان خشک است یا به جای آب، از گل و لای تشکیل شده است؛ و نوعی دشت باتلاقی را تشکیل میدهد که چنان با پوشش گیاهی انبوهی از نی طلسم و پرچم پوشیده شده است طلسم نویس که مانعی تقریباً غیرقابل عبور برای مسافر ایجاد میکند.
بر این اساس، در این سفر اکتشافی، تصمیم بر این شد که زمانی انتخاب شود که آب کافی وجود داشته باشد تا کاوشگران ماجراجو بتوانند با قایق به سفر خود ادامه دهند؛ و بر این اساس، بهترین دعانویس شهر آنها یک یا دو اسب (که بعداً پیشنهاد کردند که آنها را آزاد کنند) با خود حمل کردند - قطعات آهنی و هر مقدار که برای اسکلت قایق لازم بود، ۴که آنها پیشنهاد کردند هنگام ورود به حاشیه دریاچه، آن را سرهم و تکمیل کنند. و از آنجایی که حمل آذوقه کافی برای کل سفر مورد نظرشان غیرممکن بود، جسورانه تصمیم طلسم نویس شهر مرکزی گرفتند تا حد زیادی به تفنگها و وسایل ماهیگیری خود اعتماد کنند و فقط به مقدار کافی نمک برای نگهداری دعا شکار و ماهی که ممکن بود در مسیر خود تهیه کنند،
فراهم کنند. جزئیات این سفر اکتشافی، هرچند به خودی خود عجیب و بسیار جالب هستند، ما مجبوریم از آنها صرف نظر کنیم، مبادا فضای مورد نیاز برای بخش بسیار ارزشمندتر و مهمتری از روایت را اشغال کنند. بنابراین، صرف نظر از جزئیات، کافی است بگوییم که آنها توانستند طرح خود را به اجرا درآورند؛ و با ساختن نوعی قایق سبک با کف صاف، از تیرکهایی پوشیده از طلسم نویس شهر مازندران پوست درخت (از نوعی که بومیان برای قایقهای خود استفاده میکنند) و مجهز به سایهبان کوچکی برای محافظت از خورشید و شبنم، بهترین دعانویس شهر سوار بر دریاچه کمعمق مذکور شدند و در جهت شمال غربی پیش رفتند.
گاهی اوقات پارو میزدند، طلسم نویس گاهی اوقات با بادبان کمک میگرفتند و اغلب خود را با تیرکها به جلو میراندند. ۵از میان گیاهان آبزی درهمتنیده که در کف گلی رشد کرده بودند. پیشرفت آنها در ابتدا بسیار کند و خستهکننده بود؛ اما از نظر آذوقه هیچ مشکلی نداشتند، زیرا آبها پر از ماهی و پرندگان وحشی بود و آنها در طول سفر به اندازه کافی آذوقه به دست میآوردند. پس از دو روز دریانوردی دشوار، دریافتند که آب عمیقتر شده و منظرهای از زمینهای مرتفع در غرب جادو و طلسمات را مشاهده کردند که عصر روز سوم به آن رسیدند: در اینجا دریاچه را یافتند که به پایان نرسیده بود، بلکه در محدودهای باریک توسط تپهها محصور شده بود، که بیشتر آن صخرهای، دعا عقیم و ناخوشایند بود.
- دوشنبه ۲۰ بهمن ۰۴ ۱۵:۵۶
- ۱ بازديد
- ۰ نظر