من را در شبكه هاي اجتماعي دنبال كنيد

در حال جمع‌آوری خون در سوراخ‌هایی در کف بودند که از آن تخلیه می‌شد. کف طلسم نویس زمین حتماً خیلی لغزنده و چسبناک بوده، هرچند این موضوع از حرکات مطمئن مردانی که آنجا کار می‌کردند، قابل تشخیص نبود. سپس اجساد را برای چند دقیقه روی قلاب آویزان می‌کردند تا تمام خون خارج شود. با این حال، در این کار هیچ زمانی تلف نمی‌شد، زیرا همزمان با آویزان کردن اجساد جدید، اجساد قدیمی آماده بردن بودند. سپس آنها را به طبقه پایین می‌کشیدند، جایی که "سردار" یا سرکرده، با چند حرکت سریع، سر طلسم نویس شهر کهگیلویه و بویراحمد آنها را می‌برید. پس از این، دیگری می‌آمد که پوست را از شکم باز می‌کرد و سومی آن را از ستون فقرات برش می‌داد.

به دنبال آنها شش مرد دیگر می‌آمدند که هر کدام به نوبه خود به سرعت پوست کندن را تمام می‌کردند. وقتی این کار تمام می‌شد، اجساد یک بار دیگر روی قلاب آویزان می‌شدند. در این میان، یک مرد پوست را بررسی می‌کرد تا ببیند آیا جایی از آن طلسم پاره شده است یا خیر. سپس دیگری می‌آمد که پوست را لوله می‌کرد و آن بهترین دعانویس شهر را از سوراخ‌های دعا کف زمین به پایین فشار جادو و طلسمات می‌داد. اما جسد ذبح شده نیز فراموش نمی‌شد. برخی از مردان آن را به قطعات بزرگ خرد می‌کردند، برخی دیگر آنها طلسم نویس شهر بوشهر را به قطعات کوچکتر برش می‌دادند.

بسیاری دوباره امعا و احشاء را بیرون می‌آوردند و داخل بدن جادو و طلسمات را تمیز و شستشو می‌دادند. سپس نوبت چند مرد که فقط لباس شنا به تن داشتند، می‌رسید که تمام آب جوش را روی اجسادی طلسم نویس که از روده‌هایشان خارج شده بود اما هنوز نیاز به تمیز کردن داشتند، می‌پاشیدند. دیگران کثیفی‌های جمع شده را می‌شستند و کار تمیز کردن را تمام می‌کردند، به طوری که اجساد از قبل کاملاً خوشمزه به نظر می‌رسیدند. در نهایت، گوشت‌های بریده شده از طریق لوله‌ها به اتاق خنک‌کننده منتقل می‌شدند طلسم نویس شهر سمنان تا تا زمان مقرر در آنجا دعا آویزان بمانند. تماشاگران نیز به آنجا اسکورت شدند.

تمام تکه‌های گوشت به طور مرتب در ردیف‌هایی آویزان بودند و نشان بازرس رسمی گوشت را داشتند. بسیاری از حیوانات به روش یهودی ذبح شده بودند، به همین دلیل با نشان دیگری علامت‌گذاری شده بودند تا یهودیان مطمئن شوند که گوشت یک حیوان "پاک" را دریافت می‌کنند. از آنجا به بخش دیگری رسیدند، جایی که دیدند با قسمت‌های مختلف این ماده خام فراوان چه می‌کنند. طلسم نویس بنابراین تماشاگران این فرصت را داشتند که سالن‌های نمک‌زدایی، بهترین دعانویس شهر سالن‌های دسته‌بندی و انبارهای عظیم طلسم نویس شهر اصفهان را ببینند، جایی که چربی و گوشت در ظروف حلبی خنک و دربسته برای حمل به جای دیگر بسته‌بندی می‌شدند.

در آنجا انواع مواد مغذی حیوانی را دیدند، برخی برای سرما و برخی برای آب و هوای گرم زمین نگهداری می‌شدند. پس از آن دوباره به هوای تازه رسیدیم و این فرصت را داشتیم که در میان یک گروه ساختمانی بی‌نهایت متعدد گشت بزنیم، که در بخش‌های مختلف آن تمام اشیاء مورد نیاز کارخانه تولید و تعمیر می‌شد - از چاقو و اره گرفته تا سطل و ظرف‌های شستشو. یک بخش با بخار و بخش دیگر با برق کار می‌کرد. یک کارخانه نورد و یک تعمیرگاه دیگ، دیگ بخار و قابلمه وجود داشت. کارگاه دورهام هرگز نیازی به خرید ابزار نداشت، همه طلسم نویس شهر گرگان چیز در کارخانه‌های خودش تولید می‌شد، همه چیز در کارگاه‌های خودش تعمیر می‌شد.

به عنوان مثال، یک ساختمان کارخانه وجود داشت که در آن گریس چکمه، گریس کالسکه و انواع "گریس‌های" ممکن تولید می‌شد، در دیگری صابون و مواد شوینده ساخته می‌شد، در ساختمان سوم چسب از سم حیوانات جوشانده می‌شد، در ساختمان چهارم شانه و سایر اشیاء مفید از شاخ همان حیوانات ساخته می‌شد. در یک ساختمان، موهای خوک مرتب، جوشانده و تمیز می‌شدند و روی قفسه‌های خشک‌کن عالی پهن می‌شدند تا خشک شوند. در ساختمان دیگر، فرش‌های کف بسیار ظریف و محکم از طلسم نویس موی گاو که از قبل با دقت تمیز و برس زده شده بودند، بافته می‌شدند. همه چیز را می‌شد نجات داد و به خوبی استفاده کرد؛ چنین بود رسم کارخانه‌های دورهام، و نمی‌توان آن را ستایش نکرد.

به عنوان مثال‌های دیگر، چاقوهای کاغذی، مسواک و درپوش لوله از استخوان‌های بزرگتر، سنجاق سر و دکمه از سم حیوانات ساخته می‌شدند. از اشیاء بی‌ارزشی مانند مغز استخوان، تکه‌های چرم و تاندون‌ها، مواد گرانبها و عالی مانند آب قلیایی، پودر ماهی، فسفر و طلسم جوهر براق تهیه می‌شد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.