قصد داشت حرفه چاپ را بیاموزد، اما اگرچه به سرعت در آن مهارت پیدا کرد، اما به طور خاص از این حرفه جادو و طلسمات خوشش نمیآمد. چیزی که بیش از همه در مورد آن لذت میبرد، سرهمبندی ماشینآلات کارگاه بود. در این کار، توانایی مکانیکی او به زودی آشکار شد. وقتی پدرش از سردبیری خود کنارهگیری کرد، هنری که در طلسم طلسم نویس آن زمان نوزده جادو و طلسمات ساله بود، با کمال میل به کارهای دیگری روی آورد. او قفلسازی را انتخاب کرد و آن را به سرعت و به خوبی در مغازه ویلیام دی نیویورکی طلسم نویس شهر فاروج آموخت. سالهای ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۹ او را در سفر بین ...
گذراند.[166] نیویورک، فیلادلفیا، بالتیمور و نیواورلئان، با دنبال کردن فعالیتهای ساختمانی و با ساعات طولانی کار و زندگی سخت، سعی میکرد برای مغازه قفلسازی خودش پول پسانداز کند. طلسم نویس به خاطر سلامتی و جیبش، اگر میتوانست راه برود، هرگز سوارکاری نمیکرد، نه مشروب میخورد و نه سیگار میکشید، گوشت کم میخورد و عمدتاً با نان گراهام و آب زندگی طلسم نویس شهر اسفراین میکرد. شکل طلسم نویس ۶. —هنری فیتز، از عکسی در مجموعههای موزه ملی ایالات متحده. ( عکس اسمیتسونیان ۴۴۵۹۴-ب ) عصرها به مطالعه، تحقیق طلسم نویس و دنبال کردن سرگرمیها میگذشت که مهمترین آنها نجوم بود. خاطرات و نامههای او در این دوره نشان میدهد که تلسکوپ و عدسی میخرید و آنها را در سفرهایش با خود میبرد.
او اولین بار در بهترین دعانویس شهر سال ۱۸۳۸ دعا تلسکوپی ساخت، یک تلسکوپ بازتابی، که با آن از نشان دادن ستارهها و سیارات به دوستانش لذت میبرد. کشیش کلاپ، کشیش مشهور نیواورلئان، در یک سخنرانی عمومی از او به عنوان «قفلساز جوانی که بیش از هر کس دیگری در ایالات متحده درباره اجرام آسمانی میدانست» یاد کرد. هنری از این تعریف و تمجید خوشحال طلسم نویس شهر آشخانه شد، حتی در حالی که شور و شوقی را که باعث آن شده بود، نکوهش میکرد. شکل ۷. —گواهی اعطای جایزه به هنری فیتز جونیور، توسط موسسه آمریکایی، ۱۸۵۲، «برای بهترین تلسکوپ آکروماتیک». ( عکس اسمیتسونیان ۴۶۸۱۵-a ) [167] شکل ۸.
اثر هنری فیتز، دهانه ۸¼ اینچی، لوله ۶۱ بهترین دعانویس شهر اینچی، مناسب برای نصب استوایی. پایه ندارد. ( عکس اسمیتسونیان ۴۶۸۱۵ ) اگرچه او پول پسانداز کرد، اما کارش آن پاداش مالی یا سایر پاداشهایی را که انتظار داشت برایش به ارمغان نیاورد. در طلسم بهار ۱۸۳۹، به نظر میرسد که او به عنوان سازنده اسپکولوم با ولکات و دیگران - که یکی از آنها ممکن است طلسم نویس شهر بردسکن آشنای او جان جانسون بوده باشد - کار کرده و درباره کارهای داگر در عکاسی مطالعه کرده است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این آزمایشها و همچنین تحقیق در مورد اپتیک و شیشه نوری، بهترین دعانویس شهر در اوت همان سال با کشتی به اروپا سفر کرد. او در نوامبر ۱۸۳۹ به نیویورک بازگشت و در همان ماه، طبق شهادت پسرش هری، با دوربینی که توسط ولکات اختراع شده بود، یک پرتره کشید. او معتقد بود که این پرتره دوربینی اولین پرترهای است که تاکنون ساخته شده است. در سال ۱۸۴۰، پس از آزمایشهای بیشتر، او استودیویی در بالتیمور، جایی که پدرش در آن زمان زندگی میکرد، تأسیس کرد و چندین طلسم نویس شهر خواف سال را در آنجا صرف «گرفتن تصاویر مشابه» کرد.
در همان زمان، او به کار دعا با تلسکوپها و عدسیها ادامه داد. اولین تلسکوپهای شکستی او در آنجا ساخته شدند، ابزارهایی که بعداً آنها را «چیزهای خام» نامید. در حالی که در بالتیمور بود، گامی برداشت که آغاز مرحله نهایی حرفه او را رقم زد. در ژوئن ۱۸۴۴ با جولیا آن ولز اهل ساوتهولد، لانگآیلند، که حدود یک دهه او را میشناخت و مدتها با او مکاتبه داشت، ازدواج کرد. جولیا زنی با توانایی و شخصیت غیرمعمول بود، از نظر علمی از او کمتر بهترین دعانویس شهر اما از نظر ادبی و هنری بیشتر و از نظر هوشی نیز چیزی از او کم نداشت.
جولیا با تشویق او، آزمایشهای خود را در ساخت تلسکوپ ادامه داد. یک سال پس از ازدواجشان، آنها به نیویورک طلسم نقل مکان کردند، جایی که قرار بود او بقیه عمر خود را در آنجا بگذراند. تابستان همان سال، او یک تلسکوپ شکستی ۶ اینچی را برای نمایش در نمایشگاه مؤسسه آمریکایی که سالانه در نیویورک برگزار میشد، آماده کرد. این ابزار با دقت ساخته شده، با بهترین دعانویس شهر سه پایه مبتکرانه و عدسی شیئی بیرنگش - که خودش ساخته بود و منحنیها را با فرآیندی
گذراند.[166] نیویورک، فیلادلفیا، بالتیمور و نیواورلئان، با دنبال کردن فعالیتهای ساختمانی و با ساعات طولانی کار و زندگی سخت، سعی میکرد برای مغازه قفلسازی خودش پول پسانداز کند. طلسم نویس به خاطر سلامتی و جیبش، اگر میتوانست راه برود، هرگز سوارکاری نمیکرد، نه مشروب میخورد و نه سیگار میکشید، گوشت کم میخورد و عمدتاً با نان گراهام و آب زندگی طلسم نویس شهر اسفراین میکرد. شکل طلسم نویس ۶. —هنری فیتز، از عکسی در مجموعههای موزه ملی ایالات متحده. ( عکس اسمیتسونیان ۴۴۵۹۴-ب ) عصرها به مطالعه، تحقیق طلسم نویس و دنبال کردن سرگرمیها میگذشت که مهمترین آنها نجوم بود. خاطرات و نامههای او در این دوره نشان میدهد که تلسکوپ و عدسی میخرید و آنها را در سفرهایش با خود میبرد.
او اولین بار در بهترین دعانویس شهر سال ۱۸۳۸ دعا تلسکوپی ساخت، یک تلسکوپ بازتابی، که با آن از نشان دادن ستارهها و سیارات به دوستانش لذت میبرد. کشیش کلاپ، کشیش مشهور نیواورلئان، در یک سخنرانی عمومی از او به عنوان «قفلساز جوانی که بیش از هر کس دیگری در ایالات متحده درباره اجرام آسمانی میدانست» یاد کرد. هنری از این تعریف و تمجید خوشحال طلسم نویس شهر آشخانه شد، حتی در حالی که شور و شوقی را که باعث آن شده بود، نکوهش میکرد. شکل ۷. —گواهی اعطای جایزه به هنری فیتز جونیور، توسط موسسه آمریکایی، ۱۸۵۲، «برای بهترین تلسکوپ آکروماتیک». ( عکس اسمیتسونیان ۴۶۸۱۵-a ) [167] شکل ۸.
اثر هنری فیتز، دهانه ۸¼ اینچی، لوله ۶۱ بهترین دعانویس شهر اینچی، مناسب برای نصب استوایی. پایه ندارد. ( عکس اسمیتسونیان ۴۶۸۱۵ ) اگرچه او پول پسانداز کرد، اما کارش آن پاداش مالی یا سایر پاداشهایی را که انتظار داشت برایش به ارمغان نیاورد. در طلسم بهار ۱۸۳۹، به نظر میرسد که او به عنوان سازنده اسپکولوم با ولکات و دیگران - که یکی از آنها ممکن است طلسم نویس شهر بردسکن آشنای او جان جانسون بوده باشد - کار کرده و درباره کارهای داگر در عکاسی مطالعه کرده است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این آزمایشها و همچنین تحقیق در مورد اپتیک و شیشه نوری، بهترین دعانویس شهر در اوت همان سال با کشتی به اروپا سفر کرد. او در نوامبر ۱۸۳۹ به نیویورک بازگشت و در همان ماه، طبق شهادت پسرش هری، با دوربینی که توسط ولکات اختراع شده بود، یک پرتره کشید. او معتقد بود که این پرتره دوربینی اولین پرترهای است که تاکنون ساخته شده است. در سال ۱۸۴۰، پس از آزمایشهای بیشتر، او استودیویی در بالتیمور، جایی که پدرش در آن زمان زندگی میکرد، تأسیس کرد و چندین طلسم نویس شهر خواف سال را در آنجا صرف «گرفتن تصاویر مشابه» کرد.
در همان زمان، او به کار دعا با تلسکوپها و عدسیها ادامه داد. اولین تلسکوپهای شکستی او در آنجا ساخته شدند، ابزارهایی که بعداً آنها را «چیزهای خام» نامید. در حالی که در بالتیمور بود، گامی برداشت که آغاز مرحله نهایی حرفه او را رقم زد. در ژوئن ۱۸۴۴ با جولیا آن ولز اهل ساوتهولد، لانگآیلند، که حدود یک دهه او را میشناخت و مدتها با او مکاتبه داشت، ازدواج کرد. جولیا زنی با توانایی و شخصیت غیرمعمول بود، از نظر علمی از او کمتر بهترین دعانویس شهر اما از نظر ادبی و هنری بیشتر و از نظر هوشی نیز چیزی از او کم نداشت.
جولیا با تشویق او، آزمایشهای خود را در ساخت تلسکوپ ادامه داد. یک سال پس از ازدواجشان، آنها به نیویورک طلسم نقل مکان کردند، جایی که قرار بود او بقیه عمر خود را در آنجا بگذراند. تابستان همان سال، او یک تلسکوپ شکستی ۶ اینچی را برای نمایش در نمایشگاه مؤسسه آمریکایی که سالانه در نیویورک برگزار میشد، آماده کرد. این ابزار با دقت ساخته شده، با بهترین دعانویس شهر سه پایه مبتکرانه و عدسی شیئی بیرنگش - که خودش ساخته بود و منحنیها را با فرآیندی
- چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۰۸:۵۸
- ۵ بازديد
- ۰ نظر