من را در شبكه هاي اجتماعي دنبال كنيد

کسانی که به آنها رفت و آمد می‌کردند» نوشت. یکی از مشهورترین آنها البته «شیر سرخ» در هنلی است، جایی که جانسون و بازول اقامت داشتند - جانسون در واقع علاقه خاصی به میخانه‌ها داشت. او یکی از پرشورترین طرفداران آنها بود؛ او همچنان فصیح‌ترین مدافع آنها باقی مانده است. در مهمانخانه چپل هاوس، پس از «پیروزی بر فرانسوی‌ها به دلیل نداشتن هیچ کمالی در زندگی میخانه‌ای»، در گفتمانی که تاریخی شده است، به جادو و طلسمات تفصیل درباره آنها پرداخت. «وجود دارد{۱۸۲}او اعلام طلسم نویس شهر ملکان کرد، «هیچ خانه‌ی شخصی‌ای وجود ندارد که در آن مردم بتوانند به خوبی یک میخانه‌ی بزرگ از خود لذت ببرند.

بگذارید همیشه چیزهای خوب فراوان، همیشه عظمت، همیشه ظرافت، طلسم همیشه طلسم نویس میل به راحتی برای همه وجود داشته باشد؛ در طبیعت چیزها نمی‌تواند چنین باشد: همیشه طلسم باید درجه‌ای از مراقبت و اضطراب وجود داشته باشد. طلسم صاحب خانه مشتاق پذیرایی از مهمانان خود است؛ مهمانان مشتاقند که با او سازگار باشند؛ و هیچ انسانی، مگر یک سگ بسیار گستاخ، نمی‌تواند آزادانه آنچه را که در خانه‌ی مرد دیگری است، مانند خانه‌ی خودش، کنترل کند. در حالی که، در یک میخانه، آزادی کلی از اضطراب وجود دارد. شما مطمئن هستید که مورد استقبال قرار می‌گیرید؛ و هر چه سر و صدای بیشتری ایجاد کنید، دردسر بیشتری ایجاد کنید، چیزهای خوب طلسم نویس شهر عجب شیر بیشتری بخواهید، و خوشامدگوتر هستید.

هیچ خدمتکاری با آن چابکی که پیشخدمت‌ها انجام می‌دهند، به شما خدمت نخواهد کرد، کسانی که با احتمال طلسم نویس پاداش فوری به نسبت دلخواهشان تحریک می‌شوند. نه، آقا؛ هنوز هیچ چیز به اندازه یک میخانه یا مسافرخانه خوب توسط بشر ساخته نشده که به وسیله آن بتوان این همه شادی ایجاد کرد.» او اینگونه با بازول صحبت می‌کرد؛ در حالی که با هاوکینز اظهار می‌داشت که صندلی میخانه، تخت سعادت انسان است.{۱۸۳} فصل هجدهم. میخانه‌ها. تیمیخانه‌ها و کافه‌های قدیمی لندن سال به سال در حال طلسم نویس شهر سردرود ناپدید شدن هستند، اما چند بقایای عجیب و غریب وجود دارد که جالب هستند. فرض کنید در یک عصر زمستانی، طلسم نویس از خیابان قدیمی هولیول عبور کرده‌ایم، جایی که گاز به طرز وحشیانه‌ای از بالای درها شعله‌ور می‌شود طلسم و در پای برج بهترین دعانویس شهر زیبای

سنت کلمنت دینز قرار گرفته‌ایم، که در پنجره‌های ناقوس آن چراغ‌های قرمز روشن هستند، در حالی که ناقوس‌های آن با صدای بلند به صدا در می‌آیند، ناقوس‌هایی که توسط بازوهای قوی "کالج ناقوس‌زن‌ها" به دعا صدا در می‌آیند. ما با عجله ادامه می‌دهیم و از میان بار قدیمی عبور می‌کنیم، که زمانی به نظر می‌رسید وارد یک شهر مستحکم شده‌ایم و فقط یک پل متحرک طلسم نویس شهر اهر می‌خواستیم. سپس در سمت چپ، از بالای یک ایوان کوچک و کم ارتفاع، چراغ روشن "خروس" را می‌بینیم که ورودی شاد بهترین دعانویس شهر و جذابی دارد. راهروی خمیده طولانی، با دری چرخان در انتها، حال و هوای راحتی وصف‌ناپذیری داشت - نگاهی اجمالی به بار دنج آن سوی آن وجود داشت.

در سمت راست، وقتی درِ گردان باز و بسته می‌شد، پرده‌های قرمز شاد داخل، جعبه‌های چوب ماهون سیاه‌شده، کلاه‌های آویزان و کف سمباده‌زده را می‌دیدی. دعا انگار بوی «تیرک قدیمی ماه مه» می‌آمد. فوراً جادو و طلسمات اهمیت مهمانخانه‌های قدیمی دیکنز را درک می‌کردی، که به نظر می‌رسید از آنها لذت می‌برد. چقدر جادو و طلسمات آن صندلی گوشه‌ای نزدیک طلسم نویس آتش - که فقط دو نفر را در خود جای طلسم نویس می‌داد - با میز محکم در جلو - کتری که نزدیکت می‌خواند - جادو و طلسمات از پایین طلسم نویس شهر آذرشهر صدای خش‌خش شادی می‌آمد، همانطور که دنده‌های نرم یا «استیک شام» آماده می‌شد «تا دنبالش بیاید» یا نه، همانطور که ممکن بود - دوباره جایش را به «لقمه‌ی کمیاب» عجیب و غریب بدهد، آن شراب غلیظ و بندری مرغوب و ویسکی مرغوب‌تر! احساس عجیبی بود که

پس از یک روز خسته‌کننده، اینجا پناهی پیدا کنی و به چهره‌های شاخص، بهترین دعانویس شهر اغلب تنها، خشک و بی‌رمق، وکلای پیر، که روزشان را در کنار اسناد و مدارک گذرانده بودند، نگاه کنی. آنها لیوان‌های اسکاتلندی قدیمی خود را - بیشتر به عنوان همدمی برای افکارشان - در دست داشتند و می‌توانستی چهره‌هایشان را ببینی که آرام آرام به سمت آتش پرسه می‌زنند، گویی برخی از چیزهای مورد علاقه و لحاف‌هایشان را در آنجا دنبال می‌کنند. در اینجا نیز ماجراجویی را می‌دیدی که برای جستجوی بخت و اقبال خود به شهر بزرگ آمده بود، در حالی که به بوفه‌هایی که از قبل آماده شده بود فکر می‌کرد، نقشه می‌کشید که چگونه دیگران را دفع کند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.